|
عشق بورزید, دوست بدارید!
|
تو نیستی که ببینی...
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو٬
به روی هر چه درین خانه است٬
غبار سربی اندوه بال گسترده ست.
تو نیستی که ببینی دل رمیده من٬
بجز تو یاد همه چیز را رها کرده ست!
تو نیستی که ببینی!
.jpg)
مــادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
مــادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!
مــادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
مــادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به
پای باليدن تو چروک شد!
مــادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن زنی که نوازشگر همه
سالهای دلتنگی تو بود!
مــادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

نيمی از من مال تو
نيم ديگر هم مال تو
تمام قلب و احساسام وقف تو
به خدا دگر چيزی ندارم
همان هم مال تو
جان ناچيزم فدای موی تو
مادرم
ای عصاره ايمان
ای چكيده ايثار
ای خود عشق
عاشق بودن و عاشق ماندن
را به من هم بياموز
+دست پر مهر مادر تنها دستي ست،که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،از تمام دستها بلند تر است...
+مادر تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"هايش رااا باور کرد حتي اگر نگويد...???
+ممنون که به دنیام آوردی و ممنون که هستی..بوس بوس بــــــــوس
+ای وجود بی وجودم از وجودت شده موجود با تمام وجودم دوستت دارم:)



+کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت خانه ی خدا نزدیک ماست
و تنها اثاث آن ، عشق است....
+تصویر بالا پوستر نمایشگاه نقاشی دو تا از استادامه به همراه چند تا از شاگردای قدیمیشون.بهتون توصیه میکنم اگه تهرانید حتما" برید وگرنه ضرر میکنید از ندیدن این همه هنر و زیبایی
ایشالله چند سال دیگه دعوتتون میکنم واسه نمایشگاه خودم:D
+محبت را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در نقاشی اش سیاه کشیده بود که پدرش در زیر آفتاب نسوزد
+یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نباشد. پس به امید فردا محبت هایمان را ذخیره نکنیم .
+سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم می شود مادرم
+تمام سپاس من از کسی ست ؛که به من نیاز نداشت ،اما .... فراموشم نکرد ... !!!
++روز مادر پیشاپیش به همه مادران نازنین مخصوصا" مامی جون خودم مبارک(یه عالمه گل:)

مثل یک درنـای زیبــا تا افق پرواز کــن
نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کــن
زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیـروز نیست
بالهای خسته ات را رو به فردا باز کــن ...
ميگويند در كشور ژاپن مرد ميليونری زندگی ميكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق كرده بود اما نتيجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده ميبيند.
وی به راهب مراجعه ميكند و راهب نيز پس از معاينه وی به او پيشنهاد كه مدتی به هيچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نكند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزی كند.
همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتی رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم می آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين می يابد.
بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب وی را به منزلش دعوت مي نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتی به محضر بيمارش ميرسد از او می پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته ؟
مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايی بود كه تاكنون داشته."
مرد راهب با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه ای بوده كه تاكنون تجويز كرده ام.
برای مداوای چشم دردتان، تنها كافی بود عينكی با شيشه سبز خريداری كنيد و هيچ نيازی به اين همه مخارج نبود.

براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهی،بلكه با تغيير چشم ميتوانی دنيا را به كام خود درآوری.
تغيير دنيا كار احمقانه ای است اما تغيير چشم ارزانترين و موثرترين روش ميباشد.
+خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن
+باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست
+دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند…
+این جمله رو خیلی دوست دارم؛"آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد..."
به امید اینکه همه ما به توانایی های خودمون ایمان بیاریم و بتونیم وجودمون رو به نمایش بذاریم..به نظرم خیلی بده اگه فقط تعدادی محدود آدمو بشناسن...شهرت خیلی خوبه اینکه همه بدونن تو کی هستی و چه کارایی ازت برمیاد.مردن بدون شناخته شدن حس بدیه..دوست دارم شناخته بشم
+اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
+عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
+شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود
+من یاد گرفته ام: مهم نیست که در زندگی چه داری، بلکه مهم اینست که چه کسی را داری
+همتونو دوست دارم..ممنون از همتون..از راهنمایی خوشم میاد و مطمئن باشید به حرفاتونو راهنماییاتون فکر میکنم:)
+ كسي كه دوستت داره، همش نگرانته.به خاطر همين بيشتر از اينكه بگه دوستت دارم ميگه مواظب خودت باش..پس مواظب خودتون باشید دوستای خوبم

بیا آبی باش به رنگ آسمان...
تا من همیشه سر به هوایت باشم!!!
دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو، سر موضوع کوچکی بحث می کنند و کار به جایی می رسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست می دهد و سیلی محکمی به صورت دیگری می زند.
دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شن های بیابان نوشت: "امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد."
آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به درياچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند. همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین می کشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد.

مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد."
دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک می کنی؟"
مرد پاسخ داد:
"وقتی دوستی تو را آزار می دهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی."
"یاد بگیریم آسیب ها و رنجش ها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود".
«ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم»!

+نمی دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،که تو را تنها در مواقع سختی نخوانم؟
چرا وقتی همه چیز هست، کمتر تو را صدا می کنم؟
چرا وقتی سالم و شاداب هستم، کمتر تو را شکر می گویم؟
پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحی وسیع است، آنقدر که فراموش نکنم،در خوشی ها باید بیشتر تو را صدا کرد!
+چند روز پیش یکی از دوستان بهم گفت خوش به حالت تو انگار هیچ دردی نداری!!خواستم بگم انسان بی درد وجود داره آیا؟!!
+گیاهان صدایی ندارند ولی به این معنی نیست که دردی ندارند!!!
+همه محبتت را به پای دوست بریز نه همه اعتمادت را
+سه روز دیگه تولدمه..برام یادگاری مینویسید؟
+گفت: چند سال داری؟
گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند سالهام!
+در نگاه کسانی که پرواز را نمي فهمند هرچه بيشتر اوج بگيری کوچکتر خواهی شد
+شاید یه مدت پست نذارم...ببخشِـــد از همه ولی شماها بیایدها..دوستون دارم و واسه همتون آرزوی بهترینها رو دارم:)
+زمان ، طولاني مي شود براي كسانی كه غصه دارند ، كوتاه می شود براي كسانی كه شاد هستند ، دير مي گذرد براي كسانی كه منتظر هستند ، زود می گذرد براي كسانی كه عجله دارند ، اما ابدی مي شود برای كسای كه عاشق هستند
+سوگند جونم در ادامه مطلب به قولم عمل کردم ولی فقط چند تا که عکساشونو داشتم گذاشتم دوربینم الان دست خودم نیست نشد بیشتر بذارم
+ خداوندا!
ياری كنم تا اگر روزی، چيزی را شكستم ،
آن چيز ،دل نباشد...